چگونه وقتی جهان دیگر را ندیده ایم به وجودش اطمینان کنیم؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم    

گاهی می گویند اگر پیامبران راست می گفتند پس چرا خدا کاری نکرد که همه مردم فرشتگان و بهشت و جهنم را ببینند و به آن ها ایمان آورند؟

پاسخ این سؤال و حکمت این کار خدا این است که:

ما دو نوع ادراک داریم یکی معقولات و دیگری محسوسات .معقولات چیزهایی هستند که وجود دارند و در وجودشان تردیدی وجود ندارد ولی وجودشان نه مادی است و نه جسم است و نه با هیچ کدام از حواس مادی حس می شوند و نه حتی با قوی ترین ابزار و وسایل و حسگرهای مصنوعی می توان ردی مادی از آنها بدست آورد. صرفا غیرمادی هستند. مانند قانون عقلی دودوتا چهارتا. یا مانند اینکه یک چیز یا موجود هست و یا نیست و هرگز همزمان نمی تواند هم موجود باشد و هم موجود نباشد.  هیچ چیزی مطمئن تر از عقل و معقولات نیست زیرا تمام محسوسات به واسطه معقولات درک می شوند که امام خمینی (ره) این مطلب را در نامه به گورباچف خیلی جالب توضیح می دهد و به فلسفه شیخ اشراق اشاره می کند که ثابت کرده تمام موجودات به وسیله و به واسطه نور درک می شوند ولی خود نور، موجودی غیر محسوس و فقط معقول است. و یا مثلا نفس انسان که موجودی غیرمادی و معقول است ولی تمام حواس انسان بواسطه این نفس فعال می شوند و حس می کنند و وقتی این نفس بواسطه مرگ از بدن جدا می شود دیگر بدن هیچ حسی ندارد و تمام حواس و محسوسات تعطیل می شوند.

پس مطمئن ترین مطالب، قطعا همان مطالب عقلی هستند و بس. و اگر قرار باشد بخواهی در چیزی شک کنی، محسوسات اولی هستند به این کار. و پس کسی که معقولات را انکار می کند، محسوسات نیز سودی به او نمی رسانند. به عبارت دیگر کافران اصل را انکار کرده اند و عملا هم دیده شده که منکران عقلیات، یعنی کافران هر چه که معجزه و شق القمر و ناقه و غیره دیده اند و حس کرده اند، کمترین تأثیری در ایمان آوردنشان نداشته و فقط بر عنادشان افزوده و عذاب و هلاکتشان را به تعجیل انداخته.هر چند که قبلش اصرار می کردند که مثلا اگر ماه را برایمان دو نیم کنی حتما ایمان می آوریم.ولی بعد که ماه دو نیم شد گفتند واقعا ساحر توانایی هستی!پس اینها به هیچ چیز هرگز ایمان نمی آورند و چطور با دیدن معجزات محسوس ایمان آورند درحالی که بدیهی ترین بدیهیات را که همان عقلیات هستند را انکار کرده اند! و این نادانان کافر عنود غافلند که خدای مهربان، این مطلب را بهانه ای برای خودش قرار داده که به بندگانش مهلت دهد و مانند قبلی ها با عذاب هلاکشان نکند.

کیفیت راه رفتن و رانندگی در قرآن کریم

 

بسم الله الرحمن الرحیم  "ولا تمش فی الارض مرحا انک ان تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا واقصد فی مشیک واغضض من صوتک ان انکرالاصوات لصوت الحمیر"

و در زمین با خوشحالی و تکبر راه نرو (و طی طریق نکن) که قطعا تو هرگز نمی توانی زمین را بشکافی و هرگز از نظر طول و بلندی به کوه ها نمی رسی. و در رفتنت میانه رو باش(نه تند نه کند) و از صدایت بکاه که قطعا بدترین صداها، صدای خران است.

نکات: 1. قرآن می فرماید با خوشحالی و سرخوشی راه نرو و رانندگی نکن(حالا در روی زمین هر جور که مشی طریق می کنی یا پیاده یا با دوچرخه یا موتور یا ماشین)

و بارها دیده شده که افرادی با سرخوشی و کیف داشتند راه می رفتند و بالا و پایین می پریدند که ناگهان یا به زمین خورده اند یا از پله ها افتاده و جان داده اند(در اثر سر خوردن و اصابت پشت سرشان به پله ها) و یا اتفاقی برایشان افتاده.

و نیز اکثر تصادفات در اثر همین سرخوشی و با سرخوشی راندن وسیله نقلیه است که این سرخوشی و تکبر، باعث تند رفتن هم می شود طبیعتا و به همبن خاطر هم بعدش می فرماید در رفتنت میانه رو باش و تند و کند نرو.(چه عجله ای داری؟ کجا را می خواهی بگیری؟ به کجا چنین شتابان؟ و چرا چنین شتابان؟)

2. و جالب است که قرآن نمی فرماید که کند برو بلکه می فرماید میانه برو. زیرا کند رفتن و رانندگی کردن هم خوب نیست و هم بی حالی و کسالت می آورد و هم مزاحم رفت و آمد روان دیگران می شود و در جاده ها ترافیک ایجاد می کند.

3. از فراز آخر آیه چنین برمی آید که وقتی صدای انسان بالا می رود، صدایش مانند صدای خران و زشت می شود!

 

غدیر خم و اینکه اهل سنت باید ثابت کنند معنی ولی امری نمی دهد نه ما

 

بسم الله الرحمن الرحیم

طبق اجماع شیعه و سنی رسول الله در غدیر فرمود:" من کنت مولاه فهذا علی مولاه"

شیعه و سنی قبول دارند که مولی معانی متعددی دارد و یکی از مهمترین معانی اش قطعا ولایت امری است(همچنانکه جانشین پادشاه را ولیعهد گویند و حاکمان را والی)،

طبق یک اصل مسلم عقلی که در تمام دنیا هست و در قوانین و فقه ما هم هست "البینة علی المدعی". یعنی مثلا اگر زرهی یا تلفن همراهی در دست من است و کسی بیاید و ادعا کند که زره یا تلفن همراه مال اوست و مال من نیست در اینجا بر آن فرد لازم است که برای اثبات ادعایی که کرده دلیل آن چنان محکم و محکمه سندی مثل شاهد بیاورد که زره را از دست من درآورد. و تا وقتی که چنین دلیل محمی نیاورده زره مال من است و ادعای او بی اساس است و مسموع نیست. یعنی ارزش شنیدن هم ندارد! مثل آنکه یک دیوانه چیزی گفته باشد!

خوب در ماجرای غدیر هم شیعه و سنی قبول دارند که مولا معانی متعددی دارد و باز هم شیعه و سنی قبول دارند که یکی از اصلی ترین و شاید اصلی ترین معنی مولا ولایت امری است. و باز هم شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که رسول الله در غدیر در حضور چند ده هزار نفر دست علی بن ابی طالب را بلند کرد و فرمود"من کنت مولاه فهذا علی مولاه". س در اینجا هم اصل بر این است که تمام معانی ای که از ولایت رسول الله نسبت به مومنین معتبر است نسبت به علی بن ابی طالب هم معتبر شده است. و اگر کسی ادعا کند که فلان معنی مثلا ولایت امری را پیامبر در اینجا منظور نداشته و یا ادعا کند فقط معنی دوستی منظور نظر پیامبر بوده او باید برای این ادعایش دلیل بیاورد و ما وظیفه و تکلیفی نداریم که بخواهیم ثابت کنیم منظورپیامبر ولایت امری هم بوده. مطلب بسیار روشن است. فاعتبرئا یا اولی الابصار! 

خوب پیامبر(ص) لفظ مولی را بکار برده و قرینه ای هم در کلام ایشان وجود ندارد که منظورم فلان معنای ولی نیست. پس تمام معانی ولی بودن پیامبر(ص) که نسبت به امت صدق می کند، برای علی(ع) نیز ثابت است. هم دوستی .و هم ولایت امری و هم سایر معانی. چرا معنی را حصر کنیم؟ به چه دلیل بگوییم تمام معانی بجز ولایت امری؟ والسلام

و جالب است که اهل سنت که این همه برای اثبات عدم معنای ولایت امری و سرپرستی برای ولی غدیری دست و پا می زنند، مراجع دینی شان را که از آنها دستورات دینی را می گیرند، مولوی می خوانند! فاعتبروا یا اولی الابصار!  

معنای حقیقی تفسیر به رای قرآن کریم در نظر امام خمینی رضوان الله علیه

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

 امام خمینی (ره) ؛ این حقیقت همیشه زنده، میفرماید:

 «یکی دیگرازحجب،که مانع ازاستفاده ازاین صحیفه ی نورانیه است،اعتقادبه آن است که؛جزآنکه مفسرین نوشته،یافهمیده اند،کسی راحق استفاده ازقرآن شریف نیست.وتفکروتدبردرآیات شریفه را،به تفسیررأی که ممنوع است،اشتباه نموده اند.وبواسطه ی این رأی فاسد،وعقیده ی باطله،قرآن شریف راازجمیع فنون استفاده،عاری نموده،وآنرابکلی مهجورنموده اند.درصورتیکه؛استفادات اخلاقی وایمانی وعرفانی،بهیچوجه مربوط به تفسیرنیست تاتفسیربرأی باشد.مثلااگرکسی،ازکیفیت مذاکرات حضرت موسی باخضر،وکیفیت معاشرت آنها،وشدرحال حضرت موسی،باآن عظمت مقام نبوت،برای بدست آوردن علمی که پیش اونبوده،وکیفیت عرض حاجت خودبه حضرت خضر؛بطوریکه درکریمه ی شریفه ی:"هل اتبعک علی ان تعلمنی مماعلمت رشدا"مذکوراست،وکیفیت جواب خضر،وعذرخواهی های حضرت موسی؛بزرگی مقام علم،وآداب سلوک متعلم بامعلم را؛که شایدبیست ادب درآن هست استفاده کند،این چه ربط به تفسیردارد؟تاتفسیربرأی باشد؟وبسیاری ازاستفادات قرآن،ازاین قبیل است. 

ادامه نوشته

ساخت ایمیل و وبلاگ

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برای ساخت وبلاگ می توان به سراغ سایت هایی که این سرویس را ارائه می دهند رفت که از جمله معروفترینشان بلاگفا و پرشین گیگ و ایران بلاگ هستند که همین که اسم یکی از این سایت ها را به فارسی یا انگلیسی در گوگل بنویسی آنها را بعنوان اولین سایت بالا می آورد و ما بلاگفا را توضیح می دهیم.در صفحه این سایت ها روی گزینه ایجاد وبلاگ جدید کلیک می کنیم و بعد اطلاعات را وارد می کنیم. البته می توانیم آدرس ایمیل شخص دیگری (هر شخص حقیقی و حقوقی و حتی ایمیل یک روزنامه)را وارد کنیم و یا ایمیل خودمان را. و اگر هم نداریم می توانیم قبلش یک ایمیل برای خودمان در سایت یاهو راه اندازی کنیم. و خلاصه اینکه هر اسمی گه بعنوان نام کاربری در فرم ثبت نام وبلاگ جدید بنویسی مثلا اگر در بلاگفا ثبت نام کنی، همان اسم بعلاوه بلاگفا دات کام می شود آدرس وبلاگت. که اگر این آدرس را هر وقت در نوار جستجوی بالای بالای اینترنت وارد کنی، و سرچ را بزنی، مستقیما وبلاگتان را روی صفحه مشاهده می کنید.مثلا اگر نام کابری ات  ashoora باشد، آدرس سایتت می شود: ashoora.blogfa.com

ادامه نوشته

چطور بفهمیم خواستگار معتاد یا بزن بهادر نبیست؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

راه حاج آقا رنجبر پیشنهاد جالبی داده اند که باید قبل از عقد دوران نامزدی را حتما قرار بدهید و حتما هم مقداری طولانی باشد(حداقل چند ماه) و در طی این مدت نامزدی، رفت و آمد و سفر کنید و هر چیزی که از او دیدید، ضرب کنید یعنی اگر دیدید یک سیگار کشید، یا علائمی مبنی بر این کارش دریافت کردید، خود را به خوش خیالی احمقانه نزنید. شک نکنید که معتاد است زیرا او الان که دوره نامزدی است سبگار می کشد، وای به حال وقتی که خرش از پل بگذرد! و اگر یک فحش داد بدانید بد دهن است و اگر یکبار فقط دستش را بلند کرد، بدانید که دست بزن دارد آن هم چه جورش! و دیگر با خودتان است و مطمئن باشید که همان گونه که تنهایی 1000بار بهتر از هم صحبتی با دوستان بد است، شوهر نکردن 100000بار بهتر است از اینکه اسیر یک معتاد یا یک ظالم بزن بهادر بددهن شوید!

 آزمایش اعتیاد زیاد چیزی را نشان نمی دهد چون  قبل از آزمایش چیزی می خورند و نشان نمی دهد اعتیاد را و آدمی که ظاهر آرامی دارد نباید گول ظاهر آرامش را خورد زیرا ممکن است معتاد باشد ولی اعتیادش پیشرفته نباشد ولی بعدا اعتیادش پیشرفته شود و دست به هرکاری بزند و نیز اگر اهل نماز نباشد(واقعا اهل نماز و معتقد و دیندار و نه گاهگاهی تظاهر)نگهدارنده و بازدارنده ای برایش نیست تا دست و زبانش را از تجاوز و ظلم بازدارد پس نماز مهمتر است و بهترین ملاک است(تنها فاصله بین ایمان و کفر است) و ان الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر و نیز دیده نشده که کسی که واقعا اهل نماز است کارش به اعتیاد کشیده باشد. نماز از روی اعتقاد و نه برای تظاهر و بدون اعتقاد و یا نماز گاهگاهی و بی خیالی.

 

عواقب ساده دلی و خوش خیالی!

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

ساده و خوش خیال نباشیم.بزرگترین آیه قرآن(آیه سوره مبارکه بقره) که یک صفحه کامل است، راجع به این است که ای مومنان وقتی معامله ای و دادوستدی بینتان انجام می دهید حتما و حتما و حتما هم بنویسیدش و هم امضایش کنید و هم بر آن شاهد بگیرید.

وکلا یعنی نمی شود به هیچ کس اعتماد کرد و در همین راستا علی علیه السلام می فرماید: "   " من یک مطلبی را می گویم که هرچند انجامش سخت است(چون در رودربایستی های شیاطین گیر نکردن و خارج شدن سخت است) ولی بسیار کارساز و عاقلانه است.و آن اینکه هنگامی که برای خرید می روی، هرگز همان بار اولی که جنس را دیدی و حتی امتحانش کردی و مبلغش را فهمیدی،حتی اگر مطمئن بودی به اینکه می خواهی آن را بخری، آن را نخر. بلکه بیا بیرون از مغازه و از رودربایستی و از کلک های کوچک و بزرگ و قسم های دروغ شیطان وار مغازه داران و کلا از مغازه دور شو تا جایی که از معرض دید و حریم رودربایستی مغازه دار کاملا خارج شوی. آنگاه اگر بعدش تصمیم به خرید از همانجا گرفتی برگرد و بخر.

اعتماد هرگز نکنیم کرایه را قبل از سوار شدن تا کن

ادامه نوشته

مفهوم جهاد و جهاد اقتصادی در اسلام

 

بسم الله الرحمن الرحیم

می دانی چرا ضربة علی فی یوم خندق افضل من عبادة الثقلین؟

چون "فضل الله المجاهدین بأموالهم و انفسهم علی القاعدین درجة و کلا وعدالله الحسنی و فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما درجات منه و مغفرة و رحمة و کان الله غفورا رحیما"

و چون "الذین جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله"

با وجود مقام غیرقابل تصور شهدا که " احیاء عند ربهم یرزقون" هستند و به وجه الله نظر می کنند،و اینکه خون شهید تولید موج می کند و توده ها را بر علیه ظالمان بسیج و تحریک می کند و می انگیزد و می شوراند، و بنیاد ظالمان را برمی اندازد، آیا جهاد فقط مختص میدان قتال است؟ و آیا جهاد بالاتری هم هست؟ بلی زیرا رسول الله(ص) فرمودند که قتال جهاد اصغر است و جهاد اکبر، جهاد با نفس و تزکیه است. و نیز فرموده اند :" مداد العلماء افضل من دماء الشهداء ". مرحوم آیت الله بروجردی این حدیث را با سند صحیح در کتاب جامع الاحادیث آورده اند و امیدشان به این حدیث بود. زیرا قلم عالم است که شهید تولید می کند. کسی که برای قتال به میدان جنگ می رود، برای و طبق ایمان و عقیده ای محکم می رود و تا قبلش ایمان و عقیده ای عقلانی در او شکل نگرفته باشد، هرگز حاضر به چنین کاری نمی شود!

البته همین جا این را بگوییم که سوء برداشت از این حدیث شریف نشود. جمع بین آن حدیث افضلیت ضربت علی در خندق و افضلیت مدادالعلماء به این است که مداد علمایی که در جایی که لازم باشد هم حضور فیزیکی داشته باشند و باصطلاح قرآن کریم قاعد نباشند منظور است. مگر ما مقدس تر و عارف تر از رسول الله و امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه طاهره و حسنین علیهم السلام هم داشته ایم؟ آیا آن ها در اجتکاع حضور نداشتند؟ آیا بی تفاوت بودند؟ آیا اهل جهاد نبودند؟ آیا سایر ائمه علیهم السلام اهل بی تفاوتی بودند؟ یا مترصد فرصت بودند برای حضور ولی حکومت های ظالم آن ها را کاملا بسته بودند؟ بقول استاد ازغدی طبق حدیث جهاد دری خاص است که خدا برای بندگان مخصوصش باز کرده و دیگران را هر چه هم که اهل تهجد و نماز شب (و حتی مقامات عرفانی باشند) را بدان راهی نیست. البته دعا کردن برای اسلام و مسلمین لازم هست ولی خکیشه کافی نیست. بلی دعا کردن یکی از انواع نصرت حق با زبان است. ولی نصرت حق با دست مرحله بالاتر جهاد است.  مگر اینکه کسی معذور از جهاد یدی باشد یا مسائل فوق معنوی و سرآلودی مثل ماجراهای خضر نبی علیه السلام در کار باشد. ما پیرمردهایی در لشکر سیدالشهدا و در جنگ تحمیلی خودمان داشتیم در صف مقدم! منظور اینکه نه صرف عالم یا عابد بودن توجیهی برای فرار از جهاد دستی و عملی است و نه صرف مسن بودن. 

و نیز در حکومت اسلامی، هر عالمی نیز در رشته خودش اگر علمی از علوم دنیوی را جلو ببرد، چون درنهایت این علم منجر به تثبیت و قدرت حکومت اسلامی می شود برعلیه کافران، پس این هم جهاد است و شامل آن حدیث گرانقدر می شود. امروز علاوه بر قدرت جسمی، و بیشتر از آن در میادین قتال، احتیاج به قدرت و پیشرفت علمی و تکنولوژی است.و البته بیشتر از هر دوی اینها احتیاج به قدرت ایمان و معنویت است " و انتم الاعلون ان کنتم مومنین"

و نیز جهاد مالی هم در ردیف قتال است "باموالهم و انفسهم" و این آیه انسان را یاد حدبث معروف می اندازد که "اسلام با شمشیر علی(ع) و ثروت خدیجه(س) گسترش یافت"

و تبلیغ و مناظره برای حق نیز یک نوع از انواع جهاد فی سبیل الله است.

 

ذکری برای ترس

 

بسم الله الرحمن الرحیم

هنگام ترس و تاریکی و تنهایی، تهلیل یعنی گفتن " لا اله الا الله " موثر است.

تجربه شده است.

امنیت آور است زیرا فرمود"کلمة لااله الاالله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی" البته به شرط ولایتمدار بودن! یعنی اگر ولایتی باشی، این ذکر را بگویی خدا تو را در امنیت و امن و امان از عذاب و ترس قرار می دهد.

 استغفار هم موثر است. "استغفرالله ربی و اتوب الیه".

وصیت ولایی شهید جوان مبارزه با پژاک

تصویر بزرگ
 
به مدیران و خدمتگزاران نظام می‌گویم نگاه خمینی و خامنه‌ای به راه شماست مبادا لحظه‌ای از یاد خدا و ملت غافل شویم. مبادا خود را از فرهنگ جهاد و شهادت جدا کنید. مبادا بین شما و خانواده شهداء فاصله‌ای بیفتد مبادا از آنهائی باشید که بخاطر عملتان در زمان ظهور جزء دشمنان حضرت حجت(عج) باشید...






ادامه نوشته

دلیل عقلی ولایت مطلقه فقیه و سایر اصول دین در2 صفحه

 

بسم الله الرحمن الرحیم "ان شرالدواب عندالله الصم البکم الذین لایعقلون".

بنا بر اختصار است که در خانه اگر کس است یک حرف بس است. هدف ما،فقط كشف حقيقت است. بادليل و بصورتی منصفانه. نه كمتر و نه بيشتر (نمی خواهیم در دعواهای بی حاصل وارد شویم). و در اين راه، از هر آن چه كه به ما كمك كند (و از هر سخن بدرد بخور از هر کس) بهره مي بريم. بحث ما، نه بحث فلسفی محض است، و نه كلام محض، و نه مطلق هيچ مكتب و چيز ديگری. البته هم از دلايل فلاسفه بهره ی بسیار برده ايم هم  از دلايل متكلمان و ديگران.

و بدان که دو دو تا همیشه و همه جا چهار تا، یک حکم کلی عقلی است و تا تو علیت را نپذیری، نمی توانی هیچ حکم کلی صادر کنی.

ادامه نوشته