ضروریات تجوید قرآن کریم6 پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 3:29

علامت ها "و علامات":

علامت بیضی کج (   ):

که بالای حروف والی (و ا ل ی) می آید، یعنی آن حرف، هرگز خوانده نمی شود.

مانند یتلوا صحفا  -  اولئک  -  من نبأی المرسلین  -  بنیناها بأیید.

در فارسی هم حروف ناخوانا داریم. مثل خواهر - خویش - خواستن - خواب - خوار.

 

علامت بیضی عمودی (  ):

وقتی بالای الف می آید، که حرف بعد از الف، متحرک باشد. و معنی اش این است که الف، در حال وقف، خوانده نمی شود. ولی در حال وصل، خوانده می شود.

مانند: 

أنا خیر منه  -  لکنا هوالله ربی  -  و لا انا عابد ما عبدتم  -  علی بصیرة انا و من اتبعنی.

 

ولی اگر بعد از الف، ساکن باشد، باز هم، حکمش، همان است. ولی دیگر علامت را بالای الف نمی گذارند.

مانند: 

انا الله  -  انی أنا الغفور الرحیم  -  انا النذیر.

 

علامت ساکن (  ):

 بالای هر حرفی که بیاید، هم نشان دهنده ساکن بودنش است، و هم معنی اش این است که آن حرف، در تلاوت، کاملا ظاهر می شود (یعنی نه ادغام می شود و نه اخفاء و نه اقلاب).

مانند

من خیر  -  و ینئون عنه  -  الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیک نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.

 

اگر حرفی ساکن باشد ولی علامت سکون (  ) بالایش نباشد، و حرف بعدی هم تشدید داشته باشد، این یعنی، ادغام کامل حرف اول، در حرف دوم.

مانند:

اجیبت دعوتکما  -  یلهث ذالک  -  و من یکرههن.

 

اگر حرفی ساکن باشد ولی علامت سکون (   ) بالایش نباشد، و حرف بعدی هم تشدید نداشته باشد، این یا یعنی، ادغام ناقص حرف اول، در حرف دوم.

مانند:

بسطت  -  فرطتم  -  من یقول  -  من وال.

 

و یا معنی اخفا می دهد. یعنی این حرف، اخفاء می شود. یعنی (این حرف ساکن بدون علامت) در موقع خواندن، نه کاملا ظاهر می شود، و نه کاملا ادغام.

مانند:

من تحتها  -  من ثمرة  -  ان ربهم بهم.

 

دو علامت میم (  ) و (  ):

علامت میم کوچکی (   ) که بجای حرکت دوم تنوین، و یا بجای علامت سکون، بالای نون ساکن می آید، معنی اقلاب می دهد.

یعنی نون تنوین یا نون ساکن، تبدیل به میم می شود.

مانند:

علیم بذات الصدور  -  جزاء بماکانوا  -  من بعد  -  منبثا.

 

ولی علامت میم کوتاه تر (   )، علامت وقف لازم است.

تنوین، از ترکیب دو حرف، تشکیل می شود (دو فتحه -  دو کسره -  دو ضمه).

 

معنای دو شکل تنوین (   )  و (   ):

اگر تنوین، بصورت (      ) باشد، معنی اش، اظهار تنوین است.

مانند:

سمیعا علیما  -  لعلی حکیم  -  لیال عشر.

 

ولی اگر بصورت (     ) باشد، دو حالت دارد:

اگر بعدش، تشدید باشد، یعنی ادغام کامل.

مانند:

خشب مسندة  -  غفورا رحیما  -  وجوه یومئذ ناعمة.

 

ولی اگر بعدش، تشدید نباشد:

یا یعنی ادغام ناقص، (مانند  وجوه یومئذ  -  رحیم ودود)،

 

و یا معنی اخفاء تنوین می دهد (مانند شهاب ثاقب  -  سراعا ذالک).

 

حروف کوچک در قرآن های عثمانی:

یعنی آن حروف (که در واقع، در کتابت حذف شده اند)، باید در هنگام خواندن، تلفظ شوند.

مانند:

الله  -  اله  -  رحمن  -  ملک یوم الدین  -  هذا  -  هذان  -  ذلک الکتب  -  کذلک  -  کذلک نـنـجی المؤمنین  -  سموت  -  یلون السنتهم  -  ای لفهم  -  لکن  -  اسحق  -  سلیمن  -  و نادوا یا ملک.

 

ولی اگر این حروف، در کتابت اصلی، دارای بدل باشند (یعنی اگر روی حرف دیگری نوشته شده باشند)، در موقع خواندن، فقط همین حروف کوچک را باید تلفظ کرد.

مانند:

حیوة  -  الصلوة  -  الربوا  -  والشمس و ضحیها  -  والله یقبض و یبسط.

 

سین کوچک بالای صاد:

اگر سین کوچک (   )، بالای صاد بیاید، باید سین تلفظ شود. ولی اگر پایین صاد قرار بگیرد، طبق قول مشهورتر ، همان صاد، تلفظ می شود.

این علامت (      )، علامت سجده، و این علامت (      )، علامت اول جزء، یا اول حزب، یا نصف، یا یک سوم حزب است.

 

آغاز تلاوت:

برای آغاز تلاوت از اول سوره، باید ابتدا استعاذه کرد، و سپس، بسملة گفت (استعاذه یعنی، گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، و بَسمَلَة، یعنی، بسم الله الرحمن الرحیم).

اعتقاد شیعیان، این است که همه سوره های قرآن، بجز سوره توبه، با "بسم الله الرحمن الرحیم" آغاز می شوند، و باید "بسم الله" را گفت.

و برای شروع تلاوت از وسط سوره هم، استعاذه لازم است، و بسمله هم، بهتر است گفته شود. چون برای هر دو این ها، آیه هست: "فاذا قرأت القرءان فإذا قرأت فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم"  -  "إقرأ باسم ربک الذی خلق".

و فرمودند: هر کاری که با "بسم الله" آغاز نشود، ابتر است؛ یعنی، بی سرانجام است.

 

قطع:

قطع یعنی، پایان دادن به تلاوت.

و در وسط آیه، به هیچ عنوان، نباید به تلاوت، پایان داد، و قطع کرد. بلکه، فقط در انتهای آیات، باید قطع کرد، و با عبارت "صدق الله العلی العظیم".

برای یادگیری، و تقویت تجوید، و صحیح خوانی، یک دور، ترتیل یکی از اساتید (ترجیحا استاد منشاوی یا پرهیزگار یا شحات انور یا عبدالباسط یا شاطری) را، گوش بده. محل مناسب وقف ها را هم، می فهمی. البته استاد شاطری (که اصالتا متولد مصر است، و صدای بسیار جالبی دارد)، به هر دلیل (و البته به غلط)، در قید و بند درست وقف کردن، نیست.

این نوشته، بر اساس قرائت حفص از عاصم، و بر اساس کتابت عثمان طه تدوین شده است.

 

کتابت عثمان طه:

در حال حاضر، کتابت عثمان طه، مشهورترین، و رایج ترین کتابت قرآن کریم، در تمام جهان اسلام و دنیا است.

دلیل فراگیر شدن، و استقبال مسلمانان از این کتابت، علاوه بر زیبا بودن خط، هموار بودن، پیچیدگی زیادی نداشتن، و مخصوصا، به خاطر چارچوب بندی مشخص آن است که طبق آن، هر جزء، حدود 20 صفحه است (و کل قرآن، در 604 صفحه)، و هیچ آیه ای، در در صفحه، نیست (بلکه آخر صفحات، آخر آیات هم هست). البته نتیجه این کار، این شده که، برخی صفحات، بسیار، درشت و باز، به نظر می رسند، و برخی دیگر، بسیار، فشرده، و ریز.

البته، کتابت عثمان طه، اشکالاتی هم دارد. مثلا اینکه، می توانست هر جزء را، دقیقا در 20 صفحه (نه یک کلمه کم، و نه زیاد) بگنجاند. و اینکه، برخی سوره ها، عنوانشان، در صفحه ی قبلیشان است.

 

 

امروزه، هر کسی می تواند با استفاده از فونت عثمان طه، خودش، قرآنی چاپ کند که اشکالات جزئی چارچوب بندی کتابت عثمان طه هم، در آن، مرتفع شده باشد. البته، بجز اشکال احتمالی روح نداشتن، و رایانه ای، و ماشینی بودن.

 

 

تداخل کتابت های دیگر قرآن کریم: 

در برخی کتابت ها، حروف، به اشکال دیگری هم نوشته شده اند، که ممکن است، باعث سرگردان شدن فرد بشود.

پس بهتر است، روی یک کتابت مشخص، کار شود، تا تداخل، و تضاد، پیش نیاید.

مثلا در کتابت عثمانی (یعنی عثمان طه)، در "و ٱسمعوا"، بالای الفش که همزه وصل است، علامت همزه وصل (یعنی  ٱ ) می گذارند (زیرا در کتابت عثمان طه، هرگاه قبل از الف، فتحه بیاید، "آ" تلفظ می شود. و اگر همزه وصل نمی گذاشتند، تداخل، پیش می آمد).

ولی در کتابت دیگری، حروف ناخوانایی مانند همزه وصل را، بدون هیچ علامتی می نویسند (یعنی بصورت "واسمعوا").

 

چند نکته از سایر کتابت ها (کتابت های غیر از عثمان طه):

ما، چند نکته از سایر کتابت ها هم ذکر می کنیم؛ صرفاً جهت اطلاع: 

کتابت یعنی نوشتن. و منظور از کتابت، همان رسم الخط است.

از میان کتابت های ایرانی، کتابت استاد احمد نیریزی، بسیار مشهور است. که دکتر سید محمد حسین طباطبایی (علم الهدی) نیز، بر اساس آن، قرآن را حفظ کرده است.

کتابت های کامپیوتری هم، در بازار هستند که، خواندن از روی آن ها، بسیار آسان است.

در برخی کتابت ها (غیر از عثمان طه)، "ملک" را، بصورت "مالک" می نویسند ( و یا بصورت: نمارق، رعایتها، ذا، صلوات).

که این الف کوتاه (الف مقصوره) که قبل از الف می آید، باز هم، همان صدای کشیده "آ" تلفظ می شود. و مانند "ءا" است.

در برخی کتابت ها (غیر از عثمان طه)، الف مقصوره کوچکی را زیر "یاء" می گذارند که نشان می دهد که، صدای "ایی" می دهد.

مانند دین  -  کلی  -  فیه  -  خالدین.  

در برخی کتابت ها (غیر از عثمان طه)، می گویند حرف والی و ناخوانا، حرفی است که هیچ علامتی نداشته باشد، و یا پایه همزه (کرسی همزه) قرار گیرد.

مانند واسمعوا  -  و انا اخترتک  -  تأویل  -  ابرئ  -  مؤمن.

و گاهی هم، تمامی حروف ناخوانا را بصورت توخالی می نویسند.

مانند  یوحی  -  یشاء  -  والضراء.

البته من نمی دانم با حروفی که در هنگام وقف، خوانده نمی شوند، ولی موقع وصل، خوانده می شوند، چه می کنند. مگر اینکه، آن ها را هم بصورت دیگری (غیر از پر و توخالی)، مثلا بصورت خط خطی، یا مثلا به رنگ سبز، بنویسند، تا مشخص شود که چه خاصیتی دارند. 

در برخی کتابت ها هم، با توجه به رشد تکنولوژی، و امکان استفاده از چاپ رنگی، از فلسفه رنگ ها، استفاده می کنند. مثلا هر گاه نون یا تنوین، اظهار شود، بصورت اصلی، نوشته می شود (چون کاملا اظهار می شود). ولی مثلا اگر ادغام شود، به رنگ قرمز نوشته می شود (چون قرمز، رنگ دوستی و یکرنگی و اتحاد است)، و اگر اخفاء، به رنگ خاکستری (چون همانگونه که اخفاء، حالتی بین اظهار و ادغام است، خاکستری هم، بین سیاه و سفید است).

 

نوشته شده توسط محمد  | لینک ثابت |